مروارید (سعادت پنجشیری)
با تشکر ز شما همنفسان/ که درین خرگه ی نورانیی شعر/ با حضور دل و مهر / دست خورشید بدست آمده اید.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: (سعادت پنجشیری) - پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

خیابان راست با چراغ قرمز


تازه از پیچ و خم  جاده رسیدیم به چوک

در مقابل دو چراغ قرمز

خون در دیده نماید به هجا: منع ورود

به خیابانی که آن یکسره راه است صفا تا به نگاه،  تا به وجود

نیست اقبال رسیدن به شفقگاه سرود        

 

سمت راست است چراغ سبزی

و به احساس اجازت رمزی

 

سمت چپ را به نشان خط زرد

داده آئینه ای تلواسه ی فرد

 

حیرتم کرد فزون

اینهمه سیر خطوط ، رنگ فسون

 

ز کدام راهی توانی برسی خانه ی خود؟

به کدام لهجه نویسی ز یم جاری ِ دود؟                       

 ( اپریل 2009)

(سعادت پنجشیری)
میدانم در سلسله جبال شعر, هنوز گردنه ای را طی نکرده ام و دره ای را سر. مگر برانم که به یاری خدای بزرگ (ج) تا نفسم نسوخته از گردنه های بگذرم و راهم را ادامه دهم. شعر فریاد نا تمام آدمی در بیابان زندگیست. و کوه عاجز از پژواک آن. من که با پلخمان روزگار از حوالیی خط استوا به نقاط سبز قطب شمال پرتاب شده ام مدت زیادی درین حیرت و تاثر گذشت. بعد از سالهای سکوت- سکوتیکه قرنهارا در اندیشه ریسید- و شناسایی دریاهاو ماهی ها و برکه ها, فاصله ها و گذرگاه ها بران شدم تا از جوششی که مانند آتشفشان کوهی درین مسیر برایم دهن باز کرده بود, در سرایش دردها, آمال و بیان رنجها و عواطف و احساساتم استفاده کنم. همانبود که از سال 2005 میلادی بدینسو درد نویس ناله های روان خود شدم که ریشه در عرفان شرق و اعماق میهنم دارد. و خوشحالم که شما عزیز فرزانه آنرا به مطالعه میگیرید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :