مروارید (سعادت پنجشیری)
با تشکر ز شما همنفسان/ که درین خرگه ی نورانیی شعر/ با حضور دل و مهر / دست خورشید بدست آمده اید.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: (سعادت پنجشیری) - سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸۸

مادر

بر فراز نگه ات چشمه ی خورشید نهان

ماه بشکسته هوس در قدمت سجده کنان

 

کهکشان خیمه زده بهر تماشای حضور 

زحل و زهره به دیدار تو رقصیده روان

 

ایتو کندوی عسل آمده از شهر خدا

به حلاوت دهیی آدم ازین باغ جهان

 

واژه ی قدسی ِ مهری و  غزلواره ای جان

که به هر آئینه چشمی و به هر دیده زبان 

 

تو حلول دل و احساس و شعور و نفسی

عنصر الفت پاکی تو بدین گوهر جان

 

هر سپیده،  دم تو سلسله آمیز شود

بانگ و لالائی را در نفس طفل زمان

 

ایتو الهه ی مهر و سخن و شعر و ادب

حرف اول ز تو در گوش دلم داد اذان

 

گر تمام وطنم حنجره گردد به بیان

نتوانم حق و احسان تو آرم به زبان

 

مادرا! ای به فدای تو همه هستی ِ من

با دعای سحر از چهره ی من گرد فشان

 

(تورنتو  _ می 2009)

(سعادت پنجشیری)
میدانم در سلسله جبال شعر, هنوز گردنه ای را طی نکرده ام و دره ای را سر. مگر برانم که به یاری خدای بزرگ (ج) تا نفسم نسوخته از گردنه های بگذرم و راهم را ادامه دهم. شعر فریاد نا تمام آدمی در بیابان زندگیست. و کوه عاجز از پژواک آن. من که با پلخمان روزگار از حوالیی خط استوا به نقاط سبز قطب شمال پرتاب شده ام مدت زیادی درین حیرت و تاثر گذشت. بعد از سالهای سکوت- سکوتیکه قرنهارا در اندیشه ریسید- و شناسایی دریاهاو ماهی ها و برکه ها, فاصله ها و گذرگاه ها بران شدم تا از جوششی که مانند آتشفشان کوهی درین مسیر برایم دهن باز کرده بود, در سرایش دردها, آمال و بیان رنجها و عواطف و احساساتم استفاده کنم. همانبود که از سال 2005 میلادی بدینسو درد نویس ناله های روان خود شدم که ریشه در عرفان شرق و اعماق میهنم دارد. و خوشحالم که شما عزیز فرزانه آنرا به مطالعه میگیرید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :