مروارید (سعادت پنجشیری)
با تشکر ز شما همنفسان/ که درین خرگه ی نورانیی شعر/ با حضور دل و مهر / دست خورشید بدست آمده اید.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: (سعادت پنجشیری) - پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۸

بازی بازی

چقدر ایثار ها، ای نازنین حیف

و نسلی زهر خورد از آستین حیف

 

چه احساسات پاک جان ستیزی

برای سایه ها ازان و این حیف 

 

به گرداب هوس یازیده رفتیم

سلوک خوب و بد از هر زمین حیف 

 

به خاک تشنه ی احساس معصوم

بسی کِشتیم تخم هر یقین حیف

 

به هر لبخندی بخشیدیم باور

که نقش سجده ی ما بر جبین حیف

 

چو از سنگر گذشتیم فاتحانه

شکست ما به نیرنگ کمین حیف

 

نه گشتیم پخته در دین نی به کفری

به بازی بازی عمری این چنین حیف

 

هنوز در پیچ و تاب خواهش و داد

شدیم بازنده و سایه نشین حیف

 

خدارا یکدل و یک مرشدی ده

مبادا اسب ما گردد به زین حیف

 

سعادت غافل از رسم و طلسمیم

که رنگ نام ما شد در نگین حیف

(می ۲۰۰۹ـ تورنتو)

(سعادت پنجشیری)
میدانم در سلسله جبال شعر, هنوز گردنه ای را طی نکرده ام و دره ای را سر. مگر برانم که به یاری خدای بزرگ (ج) تا نفسم نسوخته از گردنه های بگذرم و راهم را ادامه دهم. شعر فریاد نا تمام آدمی در بیابان زندگیست. و کوه عاجز از پژواک آن. من که با پلخمان روزگار از حوالیی خط استوا به نقاط سبز قطب شمال پرتاب شده ام مدت زیادی درین حیرت و تاثر گذشت. بعد از سالهای سکوت- سکوتیکه قرنهارا در اندیشه ریسید- و شناسایی دریاهاو ماهی ها و برکه ها, فاصله ها و گذرگاه ها بران شدم تا از جوششی که مانند آتشفشان کوهی درین مسیر برایم دهن باز کرده بود, در سرایش دردها, آمال و بیان رنجها و عواطف و احساساتم استفاده کنم. همانبود که از سال 2005 میلادی بدینسو درد نویس ناله های روان خود شدم که ریشه در عرفان شرق و اعماق میهنم دارد. و خوشحالم که شما عزیز فرزانه آنرا به مطالعه میگیرید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :