مروارید (سعادت پنجشیری)
با تشکر ز شما همنفسان/ که درین خرگه ی نورانیی شعر/ با حضور دل و مهر / دست خورشید بدست آمده اید.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: (سعادت پنجشیری) - چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸۸

بگذار

بگذار تا به یاد تو دریا شود دلم

بر ماهیان خواهش تو جا شود دلم

 

آیینه وار هرکه ببیند دران خودش

بر هر امید تازه ی آوا شود دلم

 

آنرا که نیست عرصه ی جولان آرزو

بهر حضور او همه دنیا شود دلم

 

امروز گر ندیده ترا نسل آتیه

بگذار تا جوابی به فردا شود دلم

 

در کهکشان حسن خیال تو ای سپهر!

پیوند آن ستاره ای رؤیا شود دلم

 

آنگه که آفتاب ببوسد لبان حس

بر پیکر لطیف تو دیبا شود دلم

 

در خویش هیچ گل نکند این درخت مهر 

اما به ناز غنچه ی تو وا شود دلم

( تورنتو – ۶ جون ۲۰۰۹)

(سعادت پنجشیری)
میدانم در سلسله جبال شعر, هنوز گردنه ای را طی نکرده ام و دره ای را سر. مگر برانم که به یاری خدای بزرگ (ج) تا نفسم نسوخته از گردنه های بگذرم و راهم را ادامه دهم. شعر فریاد نا تمام آدمی در بیابان زندگیست. و کوه عاجز از پژواک آن. من که با پلخمان روزگار از حوالیی خط استوا به نقاط سبز قطب شمال پرتاب شده ام مدت زیادی درین حیرت و تاثر گذشت. بعد از سالهای سکوت- سکوتیکه قرنهارا در اندیشه ریسید- و شناسایی دریاهاو ماهی ها و برکه ها, فاصله ها و گذرگاه ها بران شدم تا از جوششی که مانند آتشفشان کوهی درین مسیر برایم دهن باز کرده بود, در سرایش دردها, آمال و بیان رنجها و عواطف و احساساتم استفاده کنم. همانبود که از سال 2005 میلادی بدینسو درد نویس ناله های روان خود شدم که ریشه در عرفان شرق و اعماق میهنم دارد. و خوشحالم که شما عزیز فرزانه آنرا به مطالعه میگیرید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :