مروارید (سعادت پنجشیری)
با تشکر ز شما همنفسان/ که درین خرگه ی نورانیی شعر/ با حضور دل و مهر / دست خورشید بدست آمده اید.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: (سعادت پنجشیری) - چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳۸۸

شعر رخسار

 

ار گریبان تو افتد به دو دست سخنم

شعر رخسار تو دوزد به گل پیرهنم

 

گه به گلزار و بباغ برده گهی برلب جوی

گه که از بهر تو آرد به شکوفه چمنم

 

آنقدر ناز دهد تا که کند مهرغروب

چادر ماه تو افتد به سرا پای تنم

 

شب بیآید من و این خلوت تنهایی ما

در عروج هوس خواهش دل دم نزنم

 

باز تصویر ترا با همه احساس وجود

بردل و دیده و دست و نفسم نقش کنم

 

داغ محرومی ازین باغ برد ناله به کوه

خون شریان غزل موج زند در بدنم

(سعادت پنجشیری)
میدانم در سلسله جبال شعر, هنوز گردنه ای را طی نکرده ام و دره ای را سر. مگر برانم که به یاری خدای بزرگ (ج) تا نفسم نسوخته از گردنه های بگذرم و راهم را ادامه دهم. شعر فریاد نا تمام آدمی در بیابان زندگیست. و کوه عاجز از پژواک آن. من که با پلخمان روزگار از حوالیی خط استوا به نقاط سبز قطب شمال پرتاب شده ام مدت زیادی درین حیرت و تاثر گذشت. بعد از سالهای سکوت- سکوتیکه قرنهارا در اندیشه ریسید- و شناسایی دریاهاو ماهی ها و برکه ها, فاصله ها و گذرگاه ها بران شدم تا از جوششی که مانند آتشفشان کوهی درین مسیر برایم دهن باز کرده بود, در سرایش دردها, آمال و بیان رنجها و عواطف و احساساتم استفاده کنم. همانبود که از سال 2005 میلادی بدینسو درد نویس ناله های روان خود شدم که ریشه در عرفان شرق و اعماق میهنم دارد. و خوشحالم که شما عزیز فرزانه آنرا به مطالعه میگیرید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :