مروارید (سعادت پنجشیری)
با تشکر ز شما همنفسان/ که درین خرگه ی نورانیی شعر/ با حضور دل و مهر / دست خورشید بدست آمده اید.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: (سعادت پنجشیری) - پنجشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٥

دوستان گرامی! نوروز شما خجسته باد و هر روز شما برجسته.

 حضور معنوی شما در خانه ی مروارید گرامی ، و سال فرخنده ی خورشیدی بشما مبارک باد. اینک گلدسته ی بهاریه را به نگاه های پر مهر ومحبت شما  آشنا می سازم. شاد وشاداب باشید.

بیا بیا که کمی کوکب زمان خندد

شکوه روشن فردا به خاوران خندد

بیا که باز چمن کرده سر بلند از خواب

بیا که موج طراوت به بوستان خندد

بیا بیا که مسیحا ز چرخ برگشته

بیا که جان طبیعت به صد زبان خندد

نسیم صبح بهاری نفس زنان  رقصد

 به روی دختر گل شمع آسمان خندد

 ز خرقه یوشی باغ و چمن به جلوه ی نو

 روان شاد افق تا به کهکشان خندد

 بیا بیا که بهار آمده ز راه ایدوست!

نوای مرغ تغزل به گوش جان خندد

 کسالت از بدن خاک رفته فاژه کشان

 سعادت دو جهان با لب زمان خندد

(سعادت پنجشیری)

(10 مارچ 2007_ تورنتو)

 

(سعادت پنجشیری)
میدانم در سلسله جبال شعر, هنوز گردنه ای را طی نکرده ام و دره ای را سر. مگر برانم که به یاری خدای بزرگ (ج) تا نفسم نسوخته از گردنه های بگذرم و راهم را ادامه دهم. شعر فریاد نا تمام آدمی در بیابان زندگیست. و کوه عاجز از پژواک آن. من که با پلخمان روزگار از حوالیی خط استوا به نقاط سبز قطب شمال پرتاب شده ام مدت زیادی درین حیرت و تاثر گذشت. بعد از سالهای سکوت- سکوتیکه قرنهارا در اندیشه ریسید- و شناسایی دریاهاو ماهی ها و برکه ها, فاصله ها و گذرگاه ها بران شدم تا از جوششی که مانند آتشفشان کوهی درین مسیر برایم دهن باز کرده بود, در سرایش دردها, آمال و بیان رنجها و عواطف و احساساتم استفاده کنم. همانبود که از سال 2005 میلادی بدینسو درد نویس ناله های روان خود شدم که ریشه در عرفان شرق و اعماق میهنم دارد. و خوشحالم که شما عزیز فرزانه آنرا به مطالعه میگیرید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :