مروارید (سعادت پنجشیری)
با تشکر ز شما همنفسان/ که درین خرگه ی نورانیی شعر/ با حضور دل و مهر / دست خورشید بدست آمده اید.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: (سعادت پنجشیری) - یکشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٦

سراپا حیرتم گل میکند، هر بار می بینم

چواعجاز ِخدایی را، درین دربار می بینم   

طراوت روح افزا شد که تا با گل دراهدا شد  

لبالب غنچه را در خنده ی اسرار می بینم

زخاک خفته در صحرا، قیامت کرده ئی برپا

زمین تا محمل جان شد، همه گلزار می بینم

زگلگشت سحر موج نسیم عشق می رقصد

شگوفه بوسه بر لب ، بلبلی با یار می بینم 

خدایا خلوتی بخشا، زبان ِ گل بداند دل

چه نازی خفته درخوابش که من بیدارمی بینم

به این جوشش که گل افگنده مئ درساغرِهستی

مسیحای بهاران را، طرب رخسار می بینم

«سعادت»کو دمی فارغ، که تا سهمی بری زین بزم

بهاراست وطبیعت خوش، جهان سرشار می بینم

(سعادت پنجشیری)

( می 2007 - تورنتو)

(سعادت پنجشیری)
میدانم در سلسله جبال شعر, هنوز گردنه ای را طی نکرده ام و دره ای را سر. مگر برانم که به یاری خدای بزرگ (ج) تا نفسم نسوخته از گردنه های بگذرم و راهم را ادامه دهم. شعر فریاد نا تمام آدمی در بیابان زندگیست. و کوه عاجز از پژواک آن. من که با پلخمان روزگار از حوالیی خط استوا به نقاط سبز قطب شمال پرتاب شده ام مدت زیادی درین حیرت و تاثر گذشت. بعد از سالهای سکوت- سکوتیکه قرنهارا در اندیشه ریسید- و شناسایی دریاهاو ماهی ها و برکه ها, فاصله ها و گذرگاه ها بران شدم تا از جوششی که مانند آتشفشان کوهی درین مسیر برایم دهن باز کرده بود, در سرایش دردها, آمال و بیان رنجها و عواطف و احساساتم استفاده کنم. همانبود که از سال 2005 میلادی بدینسو درد نویس ناله های روان خود شدم که ریشه در عرفان شرق و اعماق میهنم دارد. و خوشحالم که شما عزیز فرزانه آنرا به مطالعه میگیرید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :