مروارید (سعادت پنجشیری)
با تشکر ز شما همنفسان/ که درین خرگه ی نورانیی شعر/ با حضور دل و مهر / دست خورشید بدست آمده اید.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: (سعادت پنجشیری) - جمعه ٢٥ خرداد ۱۳۸٦

پنجره بگشای به باد سحر

هودج آهنگِ نیایش به سر

آورد آوای ترنم به گوش

عطر اقاقی هم ازان دوروبر

چلچله ها، نغمه سرائی کنند

در دَم  آرام ِ  نشاط ِ  سحر

دم شکند ناله ی این مرغکان

خلوت صبحانه ی باغِ سحر

لشکر نوراز درِ مشرق رسد

تا ز شب آزاد کند کور و کر

شعله ی در خوابِ تغافل زند

دامن شب دوخته، گیرد شرر

رخصت الزام دهد روح شب

جلوه ی لعلی ِ فروغ ِ گهر

بوسه زند اشک شب وچشم جان

نعره ی گلبانگ ِ امام ِ حضر

(سعادت پنجشیری)

 ( ماه می  2007)

(سعادت پنجشیری)
میدانم در سلسله جبال شعر, هنوز گردنه ای را طی نکرده ام و دره ای را سر. مگر برانم که به یاری خدای بزرگ (ج) تا نفسم نسوخته از گردنه های بگذرم و راهم را ادامه دهم. شعر فریاد نا تمام آدمی در بیابان زندگیست. و کوه عاجز از پژواک آن. من که با پلخمان روزگار از حوالیی خط استوا به نقاط سبز قطب شمال پرتاب شده ام مدت زیادی درین حیرت و تاثر گذشت. بعد از سالهای سکوت- سکوتیکه قرنهارا در اندیشه ریسید- و شناسایی دریاهاو ماهی ها و برکه ها, فاصله ها و گذرگاه ها بران شدم تا از جوششی که مانند آتشفشان کوهی درین مسیر برایم دهن باز کرده بود, در سرایش دردها, آمال و بیان رنجها و عواطف و احساساتم استفاده کنم. همانبود که از سال 2005 میلادی بدینسو درد نویس ناله های روان خود شدم که ریشه در عرفان شرق و اعماق میهنم دارد. و خوشحالم که شما عزیز فرزانه آنرا به مطالعه میگیرید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :