مروارید (سعادت پنجشیری)
با تشکر ز شما همنفسان/ که درین خرگه ی نورانیی شعر/ با حضور دل و مهر / دست خورشید بدست آمده اید.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: (سعادت پنجشیری) - یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٦

جناغ شکن*

ایا جناغ شکن
بر سر دوراهی یاد
توان حافظه ی ذهن خویش میشمری.

ولی نمیدانی
که فصل ها همه تکرار حادثات هم اند.
 
زبان مزرعه را هم حکایت ست که دوش
سرود شاد دروگر به گوش داس رسید
و خشم صورت سنگ
حواس زمزمه ی زهر خند داس گسست
و شاد و شیرین گفت:
 برنده نیست هرانکو جناغ زور شکست.

(سعادت پنجشیری)
 
 
* جناغ که در اصطلاح عامیانه چناغ میگویند، شرطی است که معمولا دو نفر با شکستاندن استخوان سینه ی مرغ در تعارفات یومی می بندند. وفراموش کننده بازنده است.............

نوت: درین شعر تغییراتی آورده شده بعد از نشر در تارزن خاوران.

 

(سعادت پنجشیری)
میدانم در سلسله جبال شعر, هنوز گردنه ای را طی نکرده ام و دره ای را سر. مگر برانم که به یاری خدای بزرگ (ج) تا نفسم نسوخته از گردنه های بگذرم و راهم را ادامه دهم. شعر فریاد نا تمام آدمی در بیابان زندگیست. و کوه عاجز از پژواک آن. من که با پلخمان روزگار از حوالیی خط استوا به نقاط سبز قطب شمال پرتاب شده ام مدت زیادی درین حیرت و تاثر گذشت. بعد از سالهای سکوت- سکوتیکه قرنهارا در اندیشه ریسید- و شناسایی دریاهاو ماهی ها و برکه ها, فاصله ها و گذرگاه ها بران شدم تا از جوششی که مانند آتشفشان کوهی درین مسیر برایم دهن باز کرده بود, در سرایش دردها, آمال و بیان رنجها و عواطف و احساساتم استفاده کنم. همانبود که از سال 2005 میلادی بدینسو درد نویس ناله های روان خود شدم که ریشه در عرفان شرق و اعماق میهنم دارد. و خوشحالم که شما عزیز فرزانه آنرا به مطالعه میگیرید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :