مروارید (سعادت پنجشیری)
با تشکر ز شما همنفسان/ که درین خرگه ی نورانیی شعر/ با حضور دل و مهر / دست خورشید بدست آمده اید.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: (سعادت پنجشیری) - جمعه ٢۳ آذر ۱۳۸٦

کابل

(1)

هلا ای صبح فردایم ، تو کابل

هلا ای روح دنیایم ، تو کابل

فدایت ایندلِ آواره ام باد

که هستی مهد رؤیایم ، تو کابل

 (2)

توئی زیبا ترین شهر جهانم

ترا بهتر ازین عالم بدانم

بهر جائی کنم من زنده گانی

همیشه با منی در جسم وجانم

 (3)

دل من غنچه ئی یاد تو دارد

واین غنچه گل شادِ تو دارد

ز عطر یاسمن های تو مستم

که خاکِ ایندلم زاد تو دارد

(4)

زهی رنگین وزیبائی، تو کابل

دلیل سود و سودائی ، تو کابل

ز بس برده دل عالم، جمالت

نگینِ دست یغمائی، تو کابل

(سعادت پنجشیری)

(تورنتو- کانادا)

(سعادت پنجشیری)
میدانم در سلسله جبال شعر, هنوز گردنه ای را طی نکرده ام و دره ای را سر. مگر برانم که به یاری خدای بزرگ (ج) تا نفسم نسوخته از گردنه های بگذرم و راهم را ادامه دهم. شعر فریاد نا تمام آدمی در بیابان زندگیست. و کوه عاجز از پژواک آن. من که با پلخمان روزگار از حوالیی خط استوا به نقاط سبز قطب شمال پرتاب شده ام مدت زیادی درین حیرت و تاثر گذشت. بعد از سالهای سکوت- سکوتیکه قرنهارا در اندیشه ریسید- و شناسایی دریاهاو ماهی ها و برکه ها, فاصله ها و گذرگاه ها بران شدم تا از جوششی که مانند آتشفشان کوهی درین مسیر برایم دهن باز کرده بود, در سرایش دردها, آمال و بیان رنجها و عواطف و احساساتم استفاده کنم. همانبود که از سال 2005 میلادی بدینسو درد نویس ناله های روان خود شدم که ریشه در عرفان شرق و اعماق میهنم دارد. و خوشحالم که شما عزیز فرزانه آنرا به مطالعه میگیرید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :