مروارید (سعادت پنجشیری)
با تشکر ز شما همنفسان/ که درین خرگه ی نورانیی شعر/ با حضور دل و مهر / دست خورشید بدست آمده اید.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: (سعادت پنجشیری) - یکشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٧

الفت آئینه زار

 

گر تو آبی من نهاد جویبار

گر تو شوری من سکوت واختیار

 

گرتو ابرو رعد وبرقی نازنین!         

من شکوه سبزو نغز مرغزار

 

گرتو موجی میزنی پهلو به خود

من ترا آغوش نرم رود بار

 

گر تو بادی میوزی از هر رخی

من چو سروی ایستا و استوار

 

گر تو باری من بهار زنده ام

تا تبسم را بکارم بی شمار

 

گرتو آئین دل وآئینه ای

من ترا فرهنگ ناب اعتبار

 

هاله ی نورین ماهی درافق

من طلوع روشن صبح بهار

 

ایتو بارانی ترین تعبیرشعر!

من بلوغ الفت آئینه زار

(سعادت پنجشیری)
میدانم در سلسله جبال شعر, هنوز گردنه ای را طی نکرده ام و دره ای را سر. مگر برانم که به یاری خدای بزرگ (ج) تا نفسم نسوخته از گردنه های بگذرم و راهم را ادامه دهم. شعر فریاد نا تمام آدمی در بیابان زندگیست. و کوه عاجز از پژواک آن. من که با پلخمان روزگار از حوالیی خط استوا به نقاط سبز قطب شمال پرتاب شده ام مدت زیادی درین حیرت و تاثر گذشت. بعد از سالهای سکوت- سکوتیکه قرنهارا در اندیشه ریسید- و شناسایی دریاهاو ماهی ها و برکه ها, فاصله ها و گذرگاه ها بران شدم تا از جوششی که مانند آتشفشان کوهی درین مسیر برایم دهن باز کرده بود, در سرایش دردها, آمال و بیان رنجها و عواطف و احساساتم استفاده کنم. همانبود که از سال 2005 میلادی بدینسو درد نویس ناله های روان خود شدم که ریشه در عرفان شرق و اعماق میهنم دارد. و خوشحالم که شما عزیز فرزانه آنرا به مطالعه میگیرید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :