مروارید (سعادت پنجشیری)
با تشکر ز شما همنفسان/ که درین خرگه ی نورانیی شعر/ با حضور دل و مهر / دست خورشید بدست آمده اید.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: (سعادت پنجشیری) - دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸٧

ای درخت!

 

 

ترکیبی از نیایش و نوری تو ای درخت

ایستاده در قیام وحضوری تو ای درخت

 

تقویم دردی از خم و پیچ زمانه ها

تا بوده سربلند وجسوری تو ای درخت

 

چون ساقه ی تجلی ِعشق و مراد وسعی

از میوه های پخته وغوری تو ای درخت

 

بهر نوا و نازش آواره مرغکان

بس مهربان وسبز وصبوری تو ای درخت

 

ای قامت تو آیتِ تفسیر رنگ ها     

با رنگ رنگ رنگ چطوری تو ای درخت؟

 

در هر بهار، رایت فتحی به شانه ات

در اعتلای ساز و سروری تو ای درخت

 

تسلیم باد وبارش و برقی نه گشته هیچ

از عجز سینه سای بدوری تو ای درخت

 

تا از گداز عاطفه، نی ناله میکند

در برگ برگ نامه سطوری تو ای درخت

 

ای ماندگار وادی الفت نواز مهر

با جلوه های ناز وغروری تو ای درخت

 

تا همزبان باغ و بهار و ترنمی

سرشار مهر و مست وغیوری تو ای درخت

 

تو عزت تمامت نام و نشان ما

درسرزمین شعر، شعوری تو ای درخت

 ( 10 ستمبر 2008 حین باز گشت از زادگاه)

 

(سعادت پنجشیری)
میدانم در سلسله جبال شعر, هنوز گردنه ای را طی نکرده ام و دره ای را سر. مگر برانم که به یاری خدای بزرگ (ج) تا نفسم نسوخته از گردنه های بگذرم و راهم را ادامه دهم. شعر فریاد نا تمام آدمی در بیابان زندگیست. و کوه عاجز از پژواک آن. من که با پلخمان روزگار از حوالیی خط استوا به نقاط سبز قطب شمال پرتاب شده ام مدت زیادی درین حیرت و تاثر گذشت. بعد از سالهای سکوت- سکوتیکه قرنهارا در اندیشه ریسید- و شناسایی دریاهاو ماهی ها و برکه ها, فاصله ها و گذرگاه ها بران شدم تا از جوششی که مانند آتشفشان کوهی درین مسیر برایم دهن باز کرده بود, در سرایش دردها, آمال و بیان رنجها و عواطف و احساساتم استفاده کنم. همانبود که از سال 2005 میلادی بدینسو درد نویس ناله های روان خود شدم که ریشه در عرفان شرق و اعماق میهنم دارد. و خوشحالم که شما عزیز فرزانه آنرا به مطالعه میگیرید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :