مروارید (سعادت پنجشیری)
با تشکر ز شما همنفسان/ که درین خرگه ی نورانیی شعر/ با حضور دل و مهر / دست خورشید بدست آمده اید.
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: (سعادت پنجشیری) - چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٧

به: درفش افرازان فرهنگ ولایت بلخ.

 

اشکی چکیده باز به رخسار لحظه ها

از گردش سیاهی تکرار لحظه ها

تزویر ها به هاله ی رنگین دیگری

پیچیده باز در افق تار لحظه ها

حسرت کش غبار دل کیست نازنین؟

آتش فتاده در دل نیزار لحظه ها

در انزجار سایه ی تعمیر اقتدار

گشته دروغ واحد اسعار لحظه ها

از بس به احتکار رسیده سلام ناز

داده حضور خویش به انکار لحظه ها

باد سیاه و تند تعلق وزیده تا

عطر هوس زدوده ز ایثار لحظه ها

با خون لاله قصه ی مارا نوشت باد

در دیده ی سپیده ای بیدار لحظه ها

ایوای زین قساوت ایام و بخت ما

آئینه هم نه گفت ازین کار لحظه ها

(سعادت پنجشیری)
میدانم در سلسله جبال شعر, هنوز گردنه ای را طی نکرده ام و دره ای را سر. مگر برانم که به یاری خدای بزرگ (ج) تا نفسم نسوخته از گردنه های بگذرم و راهم را ادامه دهم. شعر فریاد نا تمام آدمی در بیابان زندگیست. و کوه عاجز از پژواک آن. من که با پلخمان روزگار از حوالیی خط استوا به نقاط سبز قطب شمال پرتاب شده ام مدت زیادی درین حیرت و تاثر گذشت. بعد از سالهای سکوت- سکوتیکه قرنهارا در اندیشه ریسید- و شناسایی دریاهاو ماهی ها و برکه ها, فاصله ها و گذرگاه ها بران شدم تا از جوششی که مانند آتشفشان کوهی درین مسیر برایم دهن باز کرده بود, در سرایش دردها, آمال و بیان رنجها و عواطف و احساساتم استفاده کنم. همانبود که از سال 2005 میلادی بدینسو درد نویس ناله های روان خود شدم که ریشه در عرفان شرق و اعماق میهنم دارد. و خوشحالم که شما عزیز فرزانه آنرا به مطالعه میگیرید.
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :