غاصب

غاصب!
صدایت با روان خاک نا همگون می روید
جهان این بوی حرف گنده را از دور می بوید

بدیدم آفتاب شرمیده تا بشنیده دعوایت
سحابی آید و با بارشی این ننگ می شوید

خدا آخر فرستد روح پاک قدسی اش اینجا
حقیقت را به گوش هریکی با نور می گوید

در آن وقت خاک شاهد باشد و بیند که غاصب ها
سری خم با خجالت پیش ماه و مهر می موید
(5/09/2015)
سعادت پنجشیری

/ 0 نظر / 46 بازدید