اندوه کبوتر

اندوه کبوتر
کبوتر آمد و چرخید، چرخید
ندید یک ساقه ی آزاد در باغ
تن هر ساقه آماسیده از زهر
سر هر شاخه ی بنشسته ده زاغ
تمنا مرد در بال کبوتر
بزد چرخی و بالا رفت تا کوه
دمش آکنده از احساس اندوه.
(سعادت پنجشیری)

June 30, 2016

/ 0 نظر / 21 بازدید